![]() |
![]() |
|
| شنیدنش مجانیه ! |
|
بیا ای ناجی قلبم بی تو قلب من شکسته این همون دله شکستس که به انتظار نسشته ای تو تنها خوب دنیا بی تو من تنها ترینم با تو مثل یک ستاره بی تو من خاک زمینم عاشقم عاشقترینم بگو که اینو میدونم حالا که از عشقت دیوونم بگو که با تو میمونم می خوام از دست تو گهواره بسازم سر بزارم روی دستات به سعادتم بنازم می خوام اون چشمای دریایی ات رو آئینه کنم با نگاه توی چشمات دردمو چاره کنم تو که نیستی دنیا تاریکه برای دل خسته ام بی تو من تنهای تنهام دل به خلوت تو بستم !
happy valentine تقدیم به دختر پسرای ایرونی
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/11/27ساعت 1:6 توسط باران |
|
|
خیلی وقته باران حرفی برای گفتن نداره ! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/11/21ساعت 13:39 توسط باران |
|
|
بوسه بر مویت زنم / ترسم که مویت بشکند.
تارموی توست / ریشه جان من است .
بوسه بر عکست زنم / ترسم که قابش بشکند. قاب عکس توست / شیشه عمر من است. ------------------------------------------------------------------------------------------------------------- در خواب ناز بودم شبی...دیدم کسی در میزند...
در راگشودم روی او...دیدم غم است در میزند...
ای دوستان بی وفا...غم با همه بیگانگی...
هر شب به من سر میزند... -------------------------------- |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/07/17ساعت 15:47 توسط باران |
|
|
بوی باران / بوی پونه / بوی خاک !
شاخه های شسته / باران خورده / پاک !
آسمان آبی و ابر سپید / برگ های سبز بید !
عطر نرگس / رقص باد !
نغمه و بانک پرستو های شاد !
نرم نرمک میرسد اینک بهار !
خوش بحال روزگار !
سال نو مبارک! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/01/01ساعت 16:37 توسط باران |
|
|
تورا هیچگاه نمی توانم از زندگی ام پاک کنم !
چون تو همیشه پاک هستی .
می توانم تو را خط خطی کنم
که انوقت برای همیشه در زندان خطهایم ماندگار می شوی.
و وقتی که نیستی بی رنگی روزهایم را با مداد رنگی های یادت رنگ می زنم..... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/12/01ساعت 19:50 توسط باران |
|
زندگی مثل بازی شطرنج می مونه!
اگه بلد نباشی همه می خوان یادت بدن!
اگه هم بلد باشی همه سعی می کنن شکستت بدن! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1385/08/11ساعت 23:47 توسط باران |
|
|
می روم تا عشق را پیدا کنم. در نگاه ساده ات غوغا کنم.
می روم تا با کبوتر های بام صحبتی از عشق را معنا کنم.
می روم تا در غروبی آشنا دشت را تبدیل به دریا کنم.
می شود با آن نگاه ساده ات در دل شیدای من بلوا کنی؟؟؟؟
می شود با آن کلام مهربان در دل مجنون من غوغا کنی؟؟؟؟
می شود در این غروب واپسین این اشک را در صورتم معنا کنی؟؟؟؟
از غم هجر تو ای گل در آتشم. عاشق نمی شوی تا ببینی چه می کشم؟!!!
تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم! روزی سراغم آیی که نیستم......!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/07/11ساعت 0:16 توسط باران |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1385/06/05ساعت 13:19 توسط باران |
|
|
بوی رفتن می دهی...
در را باز می گذارم.
وقتی برو که ...
گنجشکها و ستاره ها خوابند...! |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/05/27ساعت 15:50 توسط باران |
|
چه خوبست.
گناههایمان پیدا نیست.
چون مجبور بودیم
هرروز خودمان را تمیز بشوییم.
شاید هم زیر باران زندگی کنیم.
و یا دروغهایمان
شکلمان را عوض نمیکند.
چون حتی یک لحظه همدیگر را بخاطر نمی اوردیم.
خدای مهربان سپاس ! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1385/05/19ساعت 20:59 توسط باران |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام.من اسمم بارانه.از جنس بارانم و عاشق باران و همه کسانی رو که به وبلاگ باران سر بزنن دوست دارم.................!
|
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 مهر 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 |
| پیوندها |
|
احسان مریم تنهایی خسته دل عاشق تو حرفهای خودمونی من و خودم و کیمیا کسی که مثل هیچ کس نیست. جوابستان ! |
|
RSS
|